اجابت دعای جنید
نویسنده: masoud naeini موضوع: مذهبی، ورزشی، درسی، تاریخی، داستانی،
پیرزن پنداشت که او را گفت، بر تو باد صبرخوری (عصاره تلخی که به عنوان دارو به کار می برند). به
بازار رفت و شکسته ای (پول خرد) بداد و قدری صبر تلخ بستد و به خانه آورد
و آن را حل کرد وبخورد و دهن او بسوخت و امعای او از آن تلخی ریش شد پس
بیچاره ضعیف و بی طاقت به نزد شیخ آمد و گفت: خوردم شیخ او را گفت : تو را گفتم که صبر کن نه صبر خور. پیرزن چون این بشنید بر سر و روی زدن گرفت و گفت: مرا بیش(دیگر) طاقت صبر نیست. شیخ رو به آسمان کرد و لب بجنبانید، گفت: رو که پسر تو به خانه رسیدن است. پیر زن به خانه آمد پسر خود را دید که آمده بود. پس به خدمت شیخ آمد و گفت: تو به چه دانستی که پسرم آمده است؟ گفت: بدان که چون اضطراب تو بدیدم دانستم که هر آینه دعا اجابت کند ، که او فرموده است: أمن یجیب المضطر إذا دعاه ؟ پس دعا کردم و به اجابت متیقن بودم. جوامع الحکایات و لوامع الروایات / سدیدالدین محمد عوفی
گویند وقتی پیرزنی به نزد جنید آمد و گفت:مدتی است تا پسرم رفته است و
خبر او منقطع شده و بیش از این بر فراق او صبر نتوانم کرد. جنید گفت: علیک
بالصبر(صبر پیشه کن)
تبلیغات 



ورزشی (2) 